ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 155
تاريخ رشيدى ( فارسي )
حدود نيمه دوم قرن سيزدهم منطقهاى را كه اكنون ايشان در آنجا سكونت دارند ، مورد حمله قرار داد ؛ پروفسور فن درگابلنتز « 1 » هم نشان داده است كه علىرغم آميختگى جزئى كلمات ايرانى ، زبان آنها هنوز دقيقا منقولى ، يا به عبارت دقيقتر منقولى غربى - يعنى قلماقى - مىباشد . « 2 » در رابطه با موضوع كلى رشد و تنزل زبانها بايد مرحلهاى را كه يك قوم براى تغيير كامل زبانش ، سرتاسر آن مرحله را پشت سر گذاشته ، به اندازه كافى شناخت تا اين باور ثابت شود كه براى انتقال به نهايت كمال ، طى يك دوره طولانى ضرورى است . نخستين گام دو زبانه شدن براى مردم آن است كه تودههاى ايشان ( نه فقط چند تن از رؤسا ) بتوانند به سهولت از هر دو زبان قديم و جديد به يك اندازه استفاده كنند - و اين يگانه مرحلهاى است كه نيازمند نسلهاى متعددى مىباشد . گام بعدى آن است كه زبان قديمى منسوخ گشته و فراموش گردد . مرحله دوم ، اگرچه ممكن است براى انجام وظيفه خود كمتر از مرحله اول به زمان نياز داشته باشد ؛ اما با وجود اين مستلزم دورهء واحدى از نسلهاست . بنابراين ، هنگامى كه ملاحظه مىكنيم كه يك سده ( بر طبق محاسبهاى معمولى ) تنها حدود سه دوره را در برمىگيرد ، بايد بعيد دانست كه قبايلى كه در پايان قرن سيزدهم منقول محض بودهاند ، بتوانند آن چنان كه گاهى در دورهء مورد نظر مؤلف ما ،
--> سلطان احمد جانشين برادرش آباقا شد و به سلطنت پرداخت . اما شايد بتوان نكودار را تكودار خواند ( ر . ك : هاورث ، ص 310 و 680 ) . [ در تاريخ وصاف نام هفتمين پسر هلاگو ، آجاى آمده و تكودار به عنوان پسر نهم وى ذكر گرديده است . ( ر . ك : به تاريخ وصاف ، ص 39 ) ( م ) ] . ( 1 ) . . ztnelebag red nov ( 2 ) . ر . ك : . hcstued tfirhctiez ni , skamia dnu sarazah red ehcarps eid rebu , . ztnelebag red nov . c . h ) 1866 ( - 35 - 326 . pp , . xx . lesseg . به گفته خانيكف هزارهها اعقاب لشكر ، يا قبيلهاى هستند كه شاهرخ آنها را به داخل ارتفاعاتى كه اكنون در آنجا سكونت دارند رهبرى كرده است ( همانجا ، ص 335 ) . در صورتى كه آنان در اكثر موارد منقولان خالصى باشند كه تا پايان قرن چهاردهم در ممالك فروتر سكونت گزيدهاند ، پس نقطهنظر ارائه شده در بالا بسيار متحمل خواهد بود ( ر . ك : يادداشت سرهنگ جارت ) tterraj ( در آيين اكبرى ، 2 ، صص 402 - 401 ، كلكته 1891 ) .